«خراشه»؛ روایتی از پوچی، جنگ و تولدی دوباره در آستانه مرگ

0
ماجرای کسی که در آستانه خودکشی بود و ناگهان جنگ شد...

ماجرای کسی که در آستانه خودکشی بود و ناگهان جنگ شد...

دنیز قربانی، کارگردان فیلم کوتاه «خراشه»، از ایده اولیه این فیلم میگوید که در خلال جنگ ۱۲ روزه شکل گرفت؛ جایی که پرسشی طنزآمیز و تلخ در ذهنش نقش بست: اگر فردی در آستانه خودکشی باشد و ناگهان جنگی آغاز شود، چه اتفاقی میافتد؟ حاصل این ایده، فیلمی است که تلاش دارد نشان دهد چگونه یک رویداد بیرونی و بزرگ، میتواند مسیر زندگی یک انسان را به کلی دگرگون کند و روزنهای از امید را در دل پوچی بگشاید.

به گزارش خبرنگار سینمایی ما، دنیز قربانی کارگردان و تهیهکننده فیلم کوتاه «خراشه»، درباره شکلگیری ایده اولیه این اثر بیان کرد که این ایده در روزهای جنگ شکل گرفت؛ روزهایی که ضرورت داشت وسایل شخصی ضروری را در کولهپشتی آماده کند تا در شرایط اضطراری منزل را ترک کند، اما در تشخیص اهمیت اشیا تردید داشت. در همین لحظه، ناگهان این پرسش در ذهنش نقش بست که اگر فردی در آستانه خودکشی باشد و ناگهان انفجاری رخ دهد، چه وضعیت طنزآلودی پدید میآید؛ طنزی که در عین حال، مسموم و تلخ است.

تلفیق جنگ با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD)

قربانی که خود روانشناس نیز هست، این ایده را با تجربه بیماری یکی از آشنایان که به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) مبتلا بود، تلفیق کرد و از جزئیات رفتار، پوشش و حس بازیگری او برای شکلگیری نهایی فیلم بهره گرفت. او در توضیح شخصیت اصلی فیلم، یعنی «مهدی»، گفت که در اختلال وسواس با دو گونه آدم روبهرو هستیم: گروهی که همه چیز باید دقیقاً مرتب باشد و گروه دوم که فقط به امور مربوط به کار خود و موارد مورد استفادهشان اهمیت میدهند. شخصیت مهدی در این فیلم از نوع دوم است.

ماجرای کسی که در آستانه خودکشی بود و ناگهان جنگ شد...
ماجرای کسی که در آستانه خودکشی بود و ناگهان جنگ شد…

پوچی وجودی انسان در کلانشهر تهران

قربانی با اشاره به محتوای داستانی فیلم، گفت که «خراشه» روایتگر پوچی وجودی انسان است؛ اینکه زمانی که آدمیان احساس ارزشمندی نمیکنند، پیامدهای ناگواری برای خویش رقم میزنند. شخصیت اصلی، جوانی بیخانواده و مستأجر در کلانشهر تهران است که به واسطه بیماری خود، مدام شغل عوض میکند، از نظر مالی تحت فشار قرار دارد و هیچکس و هیچچیز را در اختیار ندارد.

جنگ؛ سرآغاز بیداری شخصی

این کارگردان در پاسخ به این پرسش که در تقابل سه مفهوم «مرگ»، «زندگی» و «امید»، کدامیک نقش پررنگتری در مسیر شخصیت اصلی ایفا میکند، اظهار کرد که بیتردید زندگی نقش پررنگتری دارد. او گفت: «گاهی آنچه را ما بسیار بزرگ میپنداریم، ناگهان رویدادی بیرونی و بزرگتر رقم میزند و میخواهد به ما بگوید که گاه تصمیمگیرنده ما نیستیم. شاید پیش از جنگ، قدر برخی چیزها را نمیدانستیم؛ شاید جنگ، سرآغاز بیداری شخصی برای هر یک از ما باشد.»

مخاطبان فیلم؛ از روانشناسان تا نوجوانان

قربانی درباره مخاطبان فیلم کوتاه «خراشه» عنوان کرد که همه آدمها مخاطب جنگ هستند، اما اینکه شخصیت فیلم دچار بیماری و تمایل به خودکشی است، مخاطب را گزینشیتر میکند. او پیشبینی کرد که بیشتر قشر منتقد، هنرمند و روانشناس و البته گروه سنی نوجوان به بالا با این اثر ارتباط برقرار کنند و دریابند که در بدترین شرایط نیز روزنهای از امید هست و میتوان طور دیگری به زندگی نگریست.

نمایش در جشنوارههای ایرانی؛ اولویت کارگردان

قربانی در پایان درباره پخش فیلمش توضیح داد که تمایل دارد نخستین نمایش فیلم در جشنوارهای ایرانی باشد، زیرا این اتفاق دقیقاً در ایران رخ داده و درک آن در شرایط کنونی برای همه ملموستر است. فیلم کوتاه «خراشه» با بازی دانیال محمدی و سپیده سعیدینیا، روایتگر زندگی جوانی است که سالها پیش پدر و مادر خود را در سانحهای از دست داده و پس از مهاجرت به تهران، با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) دستوپنجه نرم میکند. او که به نقطه پوچی رسیده، تصمیم میگیرد به زندگی خود پایان دهد، اما بیماریاش حتی لحظه خودکشی را نیز بارها به تعویق میاندازد. درست در واپسین لحظات، همزمان با پایان نگارش وصیتنامه، آغاز جنگ ۱۲ روزه آمریکا و ایران، مسیر زندگی او را به شکلی غیرمنتظره تغییر میدهد؛ جایی که گاهی زندگی، پیش از انسان، تصمیم خود را میگیرد.

مجله اینترنتی یوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *