«آخرین سلاطین هالیوود» روایتی تازه از جدال کارگردانان با مدیران استودیوها ارائه می‌دهد

0
رازهایی از جدال کارگردانان و مدیران استودیوها در «آخرین سلاطین هالیوود»

رازهایی از جدال کارگردانان و مدیران استودیوها در «آخرین سلاطین هالیوود»

پل فیشر در کتاب جدید خود با نام «آخرین سلاطین هالیوود» با مصاحبه با صدها نفر، تصویری متفاوت از دهه ۱۹۷۰ سینمای آمریکا و مبارزه فیلم‌سازان نسل طلایی هالیوود برای دستیابی به استقلال خلاقانه ترسیم می‌کند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی اقتصادی ما، دهه ۱۹۷۰ همواره به عنوان عصر طلایی سینمای آمریکا شناخته می‌شود؛ دوره‌ای که فیلم‌سازان جوانی مانند استیون اسپیلبرگ، جورج لوکاس، فرانسیس فورد کوپولا، مارتین اسکورسیزی و برایان دی‌پالما وارد صحنه شدند و نظام کهنه استودیویی را به چالش کشیدند. اما پل فیشر در کتاب «آخرین سلاطین هالیوود» روایت رایج را به پرسش می‌گیرد و تصویری دقیق‌تر از این دوران ارائه می‌دهد.

نسل طلایی هالیوود؛ از شورش علیه استودیوها تا تأسیس کمپانی مستقل

فیشر که خود در اوایل دهه ۲۰۰۰ به مدرسه سینما رفته، می‌گوید هرگز نتوانسته با روایت تثبیت‌شده‌ای که فیلم‌سازان آن دوره را دیوانگانی توصیف می‌کند که تیمارستان را تصرف کرده‌اند، کنار بیاید. به اعتقاد او، این نوعی تاریخ‌نگاری فرهنگی است آن‌گونه که مدیران استودیوها می‌خواهند نوشته شود: فیلم‌سازان شاید آثار بزرگی خلق کنند، اما آدم‌های دیوانه‌ای هستند که به بزرگسالان مسئول نیاز دارند تا هدایتشان کنند.

رازهایی از جدال کارگردانان و مدیران استودیوها در «آخرین سلاطین هالیوود»
رازهایی از جدال کارگردانان و مدیران استودیوها در «آخرین سلاطین هالیوود»

نویسنده «آخرین سلاطین هالیوود» داستان واقعی را از سال ۱۹۶۷ آغاز می‌کند؛ زمانی که فرانسیس فورد کوپولا با جورج لوکاس جوان آشنا شد. این دو که ایمان خود را به سرمایه‌داری شرکتی از دست داده بودند، با یکدیگر هم‌روح بودند؛ می‌خواستند فیلم‌های بزرگ بسازند، اما هم‌زمان مالک و کنترل‌کننده آثارشان باشند و از آن‌ها سود ببرند. آن‌ها هالیوود را ترک کردند و در انباری در سان‌فرانسیسکو یک جمع اشتراکی هیپی از فیلم‌سازان راه انداختند و بعدها با استیون اسپیلبرگ جوان نیز دوست شدند.

پیروزی بزرگ فیلم‌سازان و بازگشت مدیران استودیوها

این فیلم‌سازان با نظام استودیویی درافتادند و پیروز شدند. پشت سر هم بزرگ‌ترین موفقیت‌های تاریخ سینما را ساختند: «پدرخوانده»، «آرواره‌ها»، «جنگ ستارگان» و «ئی.تی.». تا اوایل دهه ۱۹۸۰، کوپولا و لوکاس استودیوهای خودشان را داشتند و اسپیلبرگ آن‌قدر موفق بود که استودیوها هر پروژه‌ای را که می‌خواست چراغ سبز نشان می‌دادند.

اما در این نقطه، نسل تازه‌ای از مدیران استودیو وارد شدند؛ نه برای برقراری نظم بر کودکان خلاق سرکش، بلکه برای تصاحب موفقیتشان، کپی‌کردن روش‌هایشان و تبدیل دوباره آن‌ها به کارمند. این همان داستانی است که فیشر در کتاب «آخرین سلاطین هالیوود» با جزئیات روایت می‌کند.

مصاحبه با صدها نفر؛ روایتی دست اول از دوران طلایی سینما

فیشر برای نگارش این کتاب با صدها نفر مصاحبه کرده است؛ از خود فیلم‌سازان گرفته تا اعضای گروه تولید، خانواده‌ها و کارکنان استودیوها. او با رجوع به منابع هم‌زمان و اولیه، بر تلاش‌های روزمره این فیلم‌سازان برای دستیابی به استقلال خلاقانه تمرکز کرده و کوشیده روایت را همان‌گونه که رخ داد بازگو کند؛ همان‌طور که کسانی که آن را زیستند تجربه‌اش کردند.

میراث نسل طلایی در سینمای امروز هالیوود

نویسنده «آخرین سلاطین هالیوود» معتقد است امروز نیز فیلم‌سازانی در هالیوود هستند که در شرایطی مشابه کار می‌کنند و برای آزادی مشابهی تلاش می‌کنند. او به نمونه‌هایی مانند شان بیکر اشاره می‌کند که با فیلم «آنورا» چهار جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را برد و با والت دیزنی از نظر بیشترین اسکار کسب‌شده توسط یک فرد در یک سال برابر شد.

همچنین رایان کوگلر با فیلم «گناهکاران» که مالکیتش پس از بیست‌وپنج سال دوباره به خود او بازمی‌گردد، قراردادی شبیه توافق‌هایی امضا کرده که کوپولا برای حفظ مالکیت برخی آثارش مذاکره کرده بود. کریستن استوارت نیز در حال تبلیغ نخستین فیلمش به‌عنوان کارگردان، صنعت سینما را «جهنم سرمایه‌داری» می‌خواند که فیلم‌سازان باید از آن شروع به پس‌گرفتن فیلم‌هایشان کنند.

جیمز کامرون نیز همچون جورج لوکاس در دهه‌ها پیش، خود هزینه ساخت مجموعه بلاک‌باسترهای فناورانه‌اش را تأمین می‌کند و اهمیتی نمی‌دهد چه کسی به او بگوید باید کار دیگری انجام دهد.

دو میراث متضاد از نسل طلایی سینما

فیشر در کتاب «آخرین سلاطین هالیوود» نشان می‌دهد که فیلم‌سازان امروز با یکی از میراث‌های کوپولا، لوکاس و اسپیلبرگ می‌جنگند: بلاک‌باسترهای عظیم و «مالکیت‌های فکری قابل فرنچایز» مانند «جنگ ستارگان» و «ایندیانا جونز» که بر سراسر صنعت سرگرمی مسلط شده‌اند. اما هم‌زمان میراث دیگری را نیز ادامه می‌دهند؛ همان میراثی که کوپولا و لوکاس برایش جنگیدند، زمانی که از هالیوود فاصله گرفتند و در انباری اجاره‌ای در سان‌فرانسیسکو یک شرکت تولید کوچک راه انداختند: میراث فیلم‌سازان محبوبی که برای حفظ استقلال هنری خود مبارزه می‌کنند.

کتاب «آخرین سلاطین هالیوود» روایتی است از این جدال دائمی میان خلاقیت هنری و منافع تجاری که همچنان در قلب صنعت سینمای آمریکا ادامه دارد.

مجله اینترنتی یوز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *